محمد على آزاد كشميرى

339

نجوم السماء في تراجم العلماء ( فارسي )

فان تلحظوه زاد نبلا و رفعة * و بالغيث يغدو ممرعا كل فدفد و لا زالت الايام يا ابن بهائها * تروح عليكم بالسرور و تغتدى و بر همين منوال بسيارى از فضلاى زمان و اجلاى علماى عالىشان در مدح آن جناب قصايد غرا و منشآت بليغه كه بيرون از احاطهء توصيف و تعريف‌اند گفته‌اند . نسب شريفش از جانب پدر به حضرت امام حسن - عليه السلام - و از جانب مادر به حضرت امام حسين - عليه السلام - مىرسد زيراكه از جانب پدر منسوب بوده‌اند به سيد ابراهيم طباطبا بن اسماعيل الديباج بن ابراهيم المعمر بن الحسن المثنى بن الامام الحسن المجتبى - عليه السلام - و مادر ابراهيم بن حسن مثنى ، جناب فاطمه دختر سيد الشهداء بود . صاحب منتهى المقال بعد مدح و ثناى آن جناب گفته كه ولادتش در كربلاى معلى در شب جمعه ماه شوال سنهء خمس و خمسين بعد المائة و الالف واقع شد . به خدمت والد خود كه عالم پرهيزكار و صالح و نيكوكار بود ، و به خدمت جمعى از كبار علما كه از جملهء ايشان شيخ يوسف بحرانى باشد تحصيل علم نموده باز به نجف اشرف رفته به شاگردى جمعى از علماى آنجا كه از جملهء ايشان شيخ مهدى فتونى و شيخ محمد تقى دورقى و غيره بودند بهره‌ياب شد ، باز به كربلا مراجعت نموده به خدمت آقا باقر بهبهانى به اشتغال علوم پرداخت ، و باز به نجف رفته اقامت ورزيد . اكنون خانهء مباركش محط رحال « 1 » علما و مفزع « 2 » فحول فضلا است . و آن جناب بعد از آقا باقر بهبهانى پيشواى علماى عراق و سيد فضلاى على الاطلاق است . علماى آن بلاد التجا به‌سوى ايشان دارند و عظماى آن نواح ، اخذ علوم از خدمتش مىنمايند . آن جناب كعبهء علومى است كه طى مراحل به‌سوى او مىكنند و بحر مواج فضائلى است كه ساحل آن را درنمىيابند . و بااين‌همه كرامات ظاهره و آيات باهره كه از او به وقوع آمده شايع و ذايع « 3 » است كه در زمانى كه آن جناب در حجاز تشريف داشت ، جمعى كثير از قوم يهود به مشاهدهء براهين كرامات آن جناب ايمان آوردند ، و والد ماجدش در شب ولادت شريفش به خواب ديد كه حضرت امام رضا - عليه السلام - شمعى را با محمد بن اسماعيل بن يزيغ كه از اصحاب اخيار آن حضرت بود فرستاد و آن شمع را بر بام خانه‌اش برافروخته داشت . پس روشنى آن بلند شد كه پايانش را ادراك نمىتوان كرد و نظر بر وقت ديدنش متحير مىشد و زبان حالش مىگويد : ما هذا بشر . ميرزا محمود طباطبائى كه از برادرزادگان بحر العلوم است در فواتح شرح درهء فقه بعد نقل عبارت صاحب منتهى المقال كه ترجمه‌اش گذشت مىفرمايد : « اقول و من كراماته المنتشرة حكاية فتح اقفال الروضة المقدسة الغروية الشائعة فى الاصقاع و الدائرة على السن الفضلاء الثقات بعد وفاته حيث

--> ( 1 ) . محط رحال - محل فرود آمدن حاجت‌خواهان . ( 2 ) . مفزع - ملجأ ، پناهگاه . ( 3 ) . ذايع - آشكار . شايع .